لازم است پيش از گفتگو دربارهٴ اين گزارشهاي ايتاليايي، از يك گزارش چيني سخني به ميان آوريم كه ممكن است مقدم بر آنها باشد، هرچند در اين مورد ترديد دارم.
قديميترين اشاره به عينك در آثار چيني را در تونگ تين چئينگ لو1 تأليف چائو هسي ـ كو2
از اعضاي خانوادهٴ سلطنتي سونگ ميتوان يافت. چائو هم اطلاعات خود را از
تاريخ سلسلهٴ يوآن3 به دست آورده است. او از شيشههايي به نام آي تاي*4 سخن ميگويد كه به وسيلهٴ آنها ميتوان خطوطي را خواند كه در غير آن صورت خوانده نميشوند، و ميگويد اين شيشهها را از آسياي مركزي ميآورند. آثار ديگري از همان ايام5، منشأ اين شيشهها را آسياي مركزي ذكر ميكنند**. از سوي ديگر، بنابر روايت كئانگ ـ شي تزو ـ تيِن6، يعني واژهنامهاي كه با تشويق كئانگ ـ شي (وفات: حدود 1717)، امپراتور سلسلهٴ چئينگ تأليف شده، ورود عينك به چين از مالاكا صورت گرفته است، و اين مطلب مقدمهٴ معرفي عينك را در چين دست كم تا سدهٴ پانزدهم، به تأخير مياندازد. بر فرض واقعيت معرفيهاي قبلي، احتمال دارد كه آسياي مركزي منبع واقعي پيدايش آنها نبوده، بلكه فقط حكم واسطه را داشته است؛ و منشأ عينك را بايد در هند يا در غرب جستجو كرد؟ تعيين تاريخ اين گزارشهاي قديم چيني دشوار است. لوفر به حدود 1260، اشاره ميكند. ولي نميدانم چگونه ميتوان به يك چنين نتيجهاي رسيد. يوآن جن سيائو شو بعيد است پيش از سلسلهٴ يوآن، نوشته شده باشد. به عقيدهٴ من اواخر سدهٴ سيزدهم، قديميترين زمان ممكن است.
مدتها بعد، نام عينك چيني از آئي تائي به ين چينگ7 تبديل شد، كه به معني آيينهٴ چشم است8. نام جديد كاملاً مشخص است، ولي به سدهٴ هجدهم، مربوط ميشود.
چيزي حاكي از منشأ اسلامي عينك وجود ندارد. اكنون، بهتر است به غرب بازگرديم9.
1 ـ يكي از راهبان دومينيكي پيزا به نام جوردانو دا ريوالتو10 در 23 فوريهٴ 1305، هنگامي